این ها را چه کسی روی بیلبورد های شهر بالا آورده؟

گلستان سعدی باب هفتم در تأثیر تربیت

پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت این فرزند تست، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش. ادیب خدمت کرد و متقبل شد و سالی چند برو سعی کرد و به جایی نرسید و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند. ملک دانشمند را مؤاخذت کرد و معاتبت فرمود که وعده خلاف کردی و وفا به جا نیاوردی. گفت بر رأی خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت یکسانست و طباع مختلف.

بر همه عالم همی‌تابد سهیل                   جایی انبان میکند جایی ادیم

 

تقریبا صدای همه در آمده. از بی سلیقه ترین ارگان مسئول زیبایی تا سلیقه مند ترین اشخاص فاقد مسئولیت. باز هم اتاق فکری ایجاد شده برای فرهنگ سازی و چه جایی بهتر از بیلبوردهای کلان شهر تهران؟! شهری که سر تا پایش را بی فرهنگی،‌ خشونت،‌ دروغ،‌ بی اخلاقی و دود و بتازگی بی آبی و بی برقی فراگرفته است. آلبر کامو در کتابش “طاعون” معتقد است: راه ساده برای آشنایی با یک شهر این است که انسان بداند مردم آن چگونه کار می کنند، چگونه عشق می ورزند و چگونه می میرند.  طاعون / ص ۳۸ . ما میخواهیم یک جمله دیگر به این متن اضافه کنیم: “چگونه فرهنگ سازی می کنند.”

از جمله معترضان جدی این پروژه یکی از اعضای هیات رئیسه شورای شهر تهران است. خانم نژاد بهرام در گفتگویی با خبرگزاری مهر اینگونه نظر خود درباره این افتضاح بصری را منعکس می کند :

موضوع گفتگو موضوع ارزشمندی است اینکه از کجا گفتگو را آغاز کنیم، با چه کسی حرف بزنیم و … موضوعاتی است که دغدغه جامعه ماست. ما از لحاظ گفتگو در جامعه دچار مشکل هستیم. میزان گفتگو در خانواده های ما پایین است. شهروندان کمتر با هم گفتگو می کنند بنابراین اصل موضوع که گفتگو باشد بسیار مهم و با اهمیت است اما سبک آن سلیقه ای است و شاید می توانستند خوش سلیقه تر و طرح های جذاب تری را در این موضوع اکران کنند.در خصوص نوع طراحی ها با شما هم نظر هستم، می توان از طرح های جذاب تری برای انتقال مفاهیم استفاده کرد تا برای شهروندان جذابیت بیشتری داشته باشد.

صحبت در باب تبلیغات محیطی ست. بیلبورد هایی که همه با هم خالی میشوند، همه با هم فوتبالی می شوند،‌همه با هم برجام می شوند،‌ همه با هم رمضان می شوند و …. همچنان خالی از وظیفه اصلی خود بی هویت تر می شوند. تلاشی در خوشبینانه ترین حالت که به دوستی خاله خرسه می ماند، بدون درنظر گرفتن عواقب دهشتناک آن. عواقبی که منجر به شهروندانی با زوایایی بسیار خشونت آمیز و سیاسی شده است.

خشونت ملی علیه زیبایی

در مسیر یکدست سازی اجتماعی و دوری از تنوع خلق و خو به دلایل غیر انسانی،‌ کنش های اجتماعی در دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم بندی خواهد شد. در هزاران سالی که انسان قدم به نظام های تمدنی گذاشته و تاریخ بیولوژیک خود را پشت سر گذاشته، امروز در گیر و دار جهانی شدن است حال آنکه ما در کلان شهر تهران به دنبال یکرنگ نمودن فرهنگی هستیم. استراتژی تکثرگرایی فرهنگی امکان رشد و گسترش خرده فرهنگ‌ها را در کنار یکدیگر و به صورت هم‌عرض فراهم می‌نماید. در مقابل، استراتژی یک شکلی فرهنگی، همان‌طور که از اسم آن برمی‌آید، درصدد یگانه‌سازی فرهنگی در عرض جامعه است… استراتژی وحدت در تکثر فرهنگی ضمن تأکید روی اشتراکات فرهنگی، امکان تکثیر خرده‌فرهنگ‌های مختلف را در چارچوب نمادی مشترک مجاز می‌داند و تصریحا یا تلویحا به تأثیر جهانی‌شدن در ظهور اشکال مختلف اختلاط فرهنگی می پردازد. یگانه سازی فرهنگی از نظر امکان تحقق، براساس آنچه گذشت، به نظر می رسد تحققش اگر محال نباشد، قطعاً بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا مستلزم خشونت مادی و معنوی بسیاری است.وجود جمعیت انبوه، خرده فرهنگ های مختلف و متنوعی که در اثر تفکیک اجتماعی به وجود آمده اند، بالا بودن غلظت نمادی محیط جوامع و وجود بزرگراه های اطلاعاتی که در اثر گسترش ارتباطات جمعی حاصل شده اند، گسترش تخصص ها، رشد علم و تکنولوژی، بسط نمادسازی و ازدیاد سرعت جریان اطلاعات در عرصه های گوناگون جامعه، مهاجرت و تحرک روانی جمعیت و سرانجام بالا بودن پویایی اجتماعی نسبت به گذشته، همگی زمینه ها و عواملی هستند که در حال حاضر کم و بیش در هر جامعه ای حضور دارند و هرکدام از عوامل مزبور، به تنهایی قادرند – به عنوان مانع – بر سر راه سیاست یکسان سازی فرهنگی عمل نمایند. اما نکته مهم تر آنکه ترکیب و تعامل عوامل مزبور در واقع سدی در مقابل سیاست یکسان سازی فرهنگی در جامعه ایجاد می نماید. در حال حاضر، تکثر، واقعیت اجتناب ناپذیر جوامع و تلاش برای چیدن آن زیر لوای همگون سازی دارای نتیجه معکوس و مستلزم پرداخت خسارت های اخلاقی و سیاسی نامطلوب است. این تلاش ها مقاومت هایی را برمی انگیزد، ناامنی ایجاد می کند، بدگمانی بین فرهنگ ها را تشدید می کند و همین امر وحدتی را که هواداران همگون سازی خواستار آن هستند، به خطر می افکند. علاوه بر این، اجتماع فرهنگی به هنگام مواجهه با خطر دچار وحشت و نگرانی می شود، اختلاف های درونی را فرومی نشاند، تماس با سایر فرهنگ ها را به حداقل می رساند و راست آیینی بنیادگرایانه ای را رواج می دهد که موجب تجزیه جامعه بزرگ تر و تضعیف وحدت و انسجام آن می شود.
توسل به زور، برای اجرای چنین الگویی تقریباً امری معمول است. این امر نیز خود مشکلات و تبعات خاصی دارد؛ به عنوان مثال، از یک سو جامعه را بیشتر به سمت نظم سیاسی سوق می دهد تا نظم فرهنگی و از سوی دیگر، آن را به جامعه ای قطعه قطعه و آسیب پذیر – اگرچه در ظاهر دارای نظم و اتحاد فرهنگی – تبدیل می کند.

سازمان زشت سازی شهرداری تهران؟!

مهمترین دغدغه شهرداری ها در سراسر جهان، کسب درآمد پایدار جهت تأمین هزینه خدمات شهری است و در تهران ما نیز تابلوهای تبلیغاتی، آگهی ها و تبلیغات بر روی وسائط نقلیه یک از منابع مالی و درآمدی شهرداری می باشد و به عبارتی بخشی از هزینه های شهرداری از راه درآمد تابلوهای تبلیغاتی در سطح شهر مهیا می گردد.
شهرداری برای اکران آگهی و تبلیغات بر روی پیکره های تبلیغاتی در سطح شهر با برگزاری مزایدات دوره ای از بین شرکت کنندگان دارای مجوز تبلیغات محیطی، شرکت های را پذیرش می کند که بالاترین قیمت پیشنهادی را درخواست داده باشد.در این مزایده هر دفعه سازمان زیباسازی بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادی و اوضاع و احوال بازار مبلغی به قیمت پایه‌ در نظر گرفته شده می‌افزاید. مبلغی که به گفته فعالان این صنعت در چند سال اخیر به خاطر اتفاقات مختلف چند برابر شده است. در همین رابطه شهرداری تهران با آخرین مزایده ای که برگزار نمود به دلیل ارزش گذاری بالا بر روی تابلوها ی تبلیغاتی هیچ شرکتی حاضر به پذیرش و شرکت در این دوره مزایدات نگردید. نتیجتا برای بار چندم در سال های اخیر،‌بیلبرد ها و مدیاهای تبلیغات شهری و محیطی به دست امر فرهنگسازی با محوریت گفتگو سپرده شده است.

در وانفسایی اینگونه، روابط عمومی و زیباسازی شهرداری تهران نیز سعی می کند همه تلاش خود را در زیبایی و سلامت شهر به کار ببندد و بعبارتی زمانی که تابلوهای تبلیغاتی سودآوری مناسب را برای شهرداری ندارد شهرداری با بنا نهادن تابلوهای تبلیغاتی به دنبال اطلاع رسانی، فرهنگ سازی رفته و درآمد زایی رو به افول می رود.

از طرفی این بی هویتی در تابلوهای تبلیغاتی بلاتکلیف و بدون تبلیغات باعث نازیبایی و آلودگی بصری در شهر می شود و برای کلان شهری مثل تهران که پایتخت کشور محسوب می شود این نازیبایی توجیه خاصی ندارد و شهرداری تهران باید به دنبال راهکارهای کارشناسانه، قراردادهای مناسب را انعقاد کند تا لطمه وارده به صنعت تبلیغات کشور را التیام بخشد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *